شرح حال زندگی آیت الله شیخ حسین لیچائی
آیت الله شیخ حسین لیچاهی در سال ۱۲۶۱ هجری شمسی در روستای لیچاه بخش لشت نشا به دنیا آمد و پس از گذراندن مقدمات علوم دینی در مدرسه مستوفی رشت به نجف اشرف رفت و زیر نظر استادانی چون آخوند ملا کاظم خراسانی و آیت الله سید محمدکاظم یزدی به تحصیل علم پرداخت.از جمله آثار برجسته وی می توان به کتاب مواقع النجوم اشاره کرد. از استادان برجسته ی ایشان در نجف اشرف می توان از آخوند ملاکاظم خراسانی صاحب کفایه الاصول و آیه ا… سید محمد کاظم یزدی از مجتهدین مسلم عالم تشیع و یار شیخ در ایام مهاجرت و مبارزه در رشت برای راقم این سطور که بسیاری از طلاعاتش را مدیون حضرتش می باشد نقل فرمودند :آیت اله لیچایی از جمله شاگردان فاضل و مبرز آخوند خراسانی بود که بعد از تدریس آن جناب در علمای نجف مقرر درس مرحوم آخوند بود .این روحانی جلیل القدر دارای هشت حکم اجتهاد از هشت تن از فقهای متشخص عمر خود بود در برگ اجتهاد ایشان مرحوم آیت اله سید ابوالحسن اصفهانی آمده است :« یجب علی کافه المسلمین حفظ شونه »« یعنی بر تمام مسلمین جهان اهتمام به حفظ شان و منزلت ایشان واجب است . »
مبارزات :
آن بزرگمرد در نهایت مقیم زادگاه خود لشت نشا شد و مردم مستضعف و تحت ظلم منطقه را از انوار افاضات خویش بهره مند ساخت . زندگیش آمیخته با زهد و ورع و تلاش و مجاهده برای محرومان بود و در مراحلی حتی با امرای دست نشانده و خائن درافتاده و ظلم محنت بارشان را محکوم و برملا نمود .درگیری شیخ با خاندان امین الدوله که حاکم بر جان و مال و ناموس مردم لشت نشا بودند برایش گران تمام شد و مزاحمت هایی را از طرف دستگاه فراهم آورد.
آثار علمی :
از جمله آثار برجسته ایشان کتاب مواقع النجوم است که در آن « کفایه الاصول » آخوند ملاکاظم خراسانی را در ۱۳۷۲ بیت به زبان عربی به نظم کشیداین اثر گراسنگ پس از رحلت ایشان و با همت آیت الله لاکانی چاپ و منتشر شده اثر دیگرشان کشکولی است که از غزلیات ، حکایات و اشعار عرفانی و فلسفی که در دست چاپ می باشد ، علاوه بر این چند اثر دیگر نیز بصورت نسخه خطی از وی به یادگار مانده است .آیت الله لیچایی در اسفند ماه سال ۱۳۳۳ هـ.ش پس از هفتاد و دو سال مجاهدت عسرت و فاقه دار فانی را وداع گفت و پیکر مطهرش را در قبرستان حاج شیخ قم به خاک سپردند.
آیت الله شیخ حسین لیچایی
شرحی دیگر از زندگی او:
در بین مراجع و شخصیت های دینی منطقه کسی نیست که آیت اله شیخ حسین لیچایی را نشناسد کسی که از تبار علما و حکمای غرب گیلان محسوب شده و از مراتب فضل و هنر و مبارزاتش شفاهاً به تکریم یاد می شود. ولی متأسفانه بسیاری از زوایای زندگی آن مرحوم مکتوم مانده است.
در بین مراجع و شخصیت های دینی منطقه کسی نیست که آیت اله شیخ حسین لیچایی را نشناسد کسی که از تبار علما و حکمای غرب گیلان محسوب شده و از مراتب فضل و هنر و مبارزاتش شفاهاً به تکریم یاد می شود. ولی متأسفانه بسیاری از زوایای زندگی آن مرحوم مکتوم مانده است.
آیت الله شیخ حسین لیچایی فرزند سمیع در سال ۱۲۶۱ هـ.ش در روستای لیچاه لشت نشا دیده به جهان گشود. مقدمات علوم دینی را در مدرسه ی مستوفی رشت فراگرفت و برای تکمیل معلومات مقیم تهران شد و در مسجدشاه سابق حجره گرفت. وی پس از مدتی برای تحصیل به خراسان رفت و بعد از آن به نجف اشرف مهاجرت کرد و در مجموع بیش از بیست و چهار سال از عمر شریف را رسماً صرف تحصیل و تزکیه نمود اگرچه طی طریق تا پایان عمر شریف متوقف نماند.
اساتید و مراتب علمی
از استادان برجسته ی ایشان در نجف اشرف می توان از آخوند ملاکاظم خراسانی صاحب کفایه الاصول و آیت الله سید محمد کاظم یزدی از مجتهدین مسلم عالم تشیع اشاره کرد.
آیت الله لیچایی از جمله شاگردان فاضل و مبرز آخوند خراسانی بود که بعد از تدریس آن جناب در علمای نجف مقرر درس مرحوم آخوند بود. این روحانی جلیل القدر دارای هشت حکم اجتهاد از هشت تن از فقهای متشخص عمر خود بود در برگ اجتهاد ایشان مرحوم از آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی آمده است: «یجب علی کافه المسلمین حفظ شونه.» یعنی بر تمام مسلمین جهان اهتمام به حفظ شان و منزلت ایشان واجب است.
بعد از آن < ایشان در رشت ساکن شده و سالها امامت جماعت مسجد شیخ جواد (ولیعصر) واقع در بازار رشت را بر عهده داشت.
آن بزرگمرد در نهایت مقیم زادگاه خود لشت نشا شد و مردم مستضعف و تحت ظلم منطقه را از انوار افاضات خویش بهره مند ساخت. زندگیش آمیخته با زهد و ورع و تلاش و مجاهده برای محرومان بود و در مراحلی حتی با امرای دست نشانده و خائن درافتاده و ظلم محنت بارشان را محکوم و برملا نمود. درگیری شیخ با خاندان امین الدوله که حاکم بر جان و مال و ناموس مردم لشت نشا بودند برایش گران تمام شد و مزاحمت هایی را از طرف دستگاه فراهم آورد.
لیچائى، فوقالعاده از مادیات دور، و در عالم روحانى و معنوى عروج کرده، و در واقع یکى از زهّاد و پارسایان واقعى بود.
طبع شعر
ایشان دارای ذوق شعری بسیار عالی است و کتاب دیوانی دارد که منتشر نشده است و تخلص ایشان «خاموش» بوده است.
نمونهاى از اشعار آنجناب قصیدۀ زیر است:
طبع آتش و شم آتش زده هر کاشانه – سوخت هر خرمن و هر انجمن و هر دانه
کعبه و بتکده و صومعه و دیر از او – سوخته یکسره چون سوختن پروانه
نزد عارف بود از شاهد ما خیل طیور – ز شرارش بفتادند ز آب و دانه
از جمادات و نباتات توان استدلال – کرد بر مطلب ما چون ستون حنانه
اینهمه آتش بیداد از آن آتش دان – شده در کوفه بلند از پسر مرجانه
شاه جانباز حجازى از آن آتش سوخت – سوخت از سوختنش عاقل و هم دیوانه
سوخت در شام رقیه گل شببوش که تا – کاشف از حجت کبراش شود رسمانه
آه از اندام شده بیدار از آن خواب خوشش – دیده خود مانده و خود گوشه آن ویرانه
زد به سر، ناله بر آورد که اى جان پدر – دل من خون شده چون شد تو شدى بیگانه
در و دیوار خرابه شده همنالۀ او – اشک حسرت ز اسیران بنگر پیمانه
نرود یادم از آن دم که بدیدش رخ باب – داد جان و دل ناقابل خود شکرانه
بدن لاغر او را به روى تخته نهاد – پیرهن پاره به در کرد از او جانانه
کهنه چادر کفنش شد به گمانم یاران – مکنید تخطئه کاین حرف بود افسانه
شام بد نام اگر طعنه به فردوس زند – جاى دارد که شود مدفن آن ریحانه
«خامشا» شعر تو مقبول فتد، نیست ضرور – بهر تو مجلس ترحیم و یا سالانه
آثار
۱- از جمله آثار برجسته ایشان کتاب «مواقع النجوم» است که در آن «کفایه الاصول» آخوند ملاکاظم خراسانی را در ۱۳۷۲ بیت به زبان عربی به شعر در آورده است. این اثر گراسنگ پس از رحلت ایشان و با همت آیت الله لاکانی چاپ و منتشر شد.
۲- اثر دیگرشان کشکولی است که از غزلیات، حکایات و اشعار عرفانی و فلسفی که در دست چاپ می باشد.
علاوه بر این چند اثر دیگر نیز بصورت نسخه خطی از وی به یادگار مانده است.
رحلت
آیت الله لیچایی در ۲۳ اسفند سال ۱۳۳۳ هـ.ش پس از هفتاد و دو سال، دار فانی را وداع گفت و پیکر مطهرش را در قبرستان حاج شیخ قم به خاک سپردند.
منابع:
تربت پاکان قم، ج۱، ص۶۲۲-۶۲۳٫
نامها و نامدارهای گیلان، ص۱۶۲٫
تاریخ علما و شعرای گیلان، ص۶۱-۶۲٫